۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

نامه یکی دیگر از فرماندهان سپاه به خامنه ای


نامه یکی  دیگر از فرماندهان سپاه به خامنه ای

در حالی که عموم حاکمیت های مردم سالار و خردورز می کوشند تا از برآیند فکری روشنفکران
سیاستمداران مختلف در قالب احزاب وتشکل ها، و به خصوص ایجاد فضای آزاد وامن برای مطبوعات ،اطلاعات دقیق وسریعی از وضعیت اقتصاد، فرهنگ، سیاست ،دیپلماسی و.... کشور خویش به دست آورند ، حکومت های خود مدار ودیکتاتور با خیال پردازی ، قشری نگری وتوهم گرایی، بافرض قبله عالم بودن به فریب همزمان خود وهمراهان خود مشغولند.
ایران سرزمینی که جزء تمدن های نادر تاریخ جهان است ، کشوری که به لحاظ ژئواستراتژیک و از حیث ذخایر زیر زمینی دارای موقعیت ویژه وبرخورداری است ، اکنون یکی از بدترین دوران حیات اجتماعی و سیاسی خویش را سپری می کند و مردمانش نه فقط در تنگنای معیشتی ، که درشدیدترین بحران روحی و روانی به سر می برند. آنان با یکی از بدترین اشکال دیکتاتوری که دیکتاتوری مذهبی است مواجه اند. نیروهایی که به رهبری شما پایه های حاکمیت خویش را روی خون شهیدان انقلاب وجنگ 8 ساله و مجاهدت وفداکاری مردمان آزاده این کشور قرار داده اند.

آقای خامنه ای!
مطالبم بسیار مختصر است، اما صرفا نقد وتخریب نیست بلکه نگاهی از زاویه ای است که هرگز برای شما امکان پذیر نیست. و طرح وراهکاری است که ممکن است چون شوکران تلخ باشد اما بدون شک نوشداروی قبل از مرگ سهراب است.
اول: کشانیدن سپاه به عرصه های امنیتی، اقتصادی وسیاسی که پس از رحلت امام توسط شما صورت گرفت، یک اشتباه استراژیک بود.چنانچه تصور اینکه سپاه بدون چون وچرا تحت امر شماست نیز خیالی باطل است.گرایش غالب سپاه حداقل برای شما در طول جنگ وسپس در 2 دوره انتخابات ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 88 آشکار شد. آنان چون مردم ایران پیچیده و حکومت ها وحاکمان را فریب می دهند.بنابر این هرگز روی پایمردی آنان در شرایط بحران وجنگ حساب باز نکنید.
دوم: جنبش سبز جنبشی تغییرگرا واصلاح طلب اما دارای ماهیت صلح طلبانه ودموکراسی خواهانه است. اعتقادی به ساختارشکنی خشونت وترور ندارد که اگر چنین بود بدون شک در کوتاه زمانی نیروهای وفادار به شما در مقابل سیل میلیونی جمعیت در خرداد وتیر 88 زمین گیر حذف وهدم می شدند. خود شما بهتر می دانید که بدوا خشونت وهنجار شکنی توسط نیروهای بسیجی لباس شخصی کلید خورد اما مردم آگاه ایران به دام این تله موذیانه شما نیافتادند و به حرکت آرام، اما بسیط جنبش روی آوردند.
این جنبش از سر تعقل واقتدار شما وهواداران شما را به تشکیک ،فرسایش ،توهم ،ریزش ،تشدید اختلافات وحذف درونی کشانده واز آنجا که منویاتش در راستای اندیشه ، عواطف ونیازهای مدنی بشری است ، دارای حمایت گسترده مردمی در داخل وخارج و اعتبار بین المللی در مقابل انزوای رو به تزاید شماست.
سوم : بحران سیاسی ، اجتماعی واقتصادی وبه ویژه مشروعیت در داخل و تحریم وانزوا در عرصه بین المللی شما را متمایل وناگریز به تغییر استراتژی نظامی ، رویکرد به تهدیدو تمایل به جنگ افروزی نموده است . اما غرب خود را بی نیاز از مخاصمه نظامی با شما می بیند چراکه به بحران مشروعیت شما یقین آورده و ضمن همگرایی با متحدین غربی ومنطقه ای و حتی تشکیل کنفدرالی از سایر قدرتهای رقیب،حلقه تحریم را روز به روز تنگ تر می کند وبادرک بلوف های نظامی شما و آگاهی از رفتارهای غیر قابل بیش بینی فرماندهان شما راه کارهای دفاعی متفاوت و احتمالا طرح عملیات سریع و واکنشی را برای اشکال مختلف جنگ افروزی شما در منطقه در دستور کار قرار داده است.
بنابراین زمان هم به نفع جنبش دموکراسی خواهی در داخل کشور و هم به نفع تحریم بین المللی غرب و عمدتا به ضرر رو به تزاید شما در حال سپری شدن است وشما در گاز انبر ملتی آگاه ، آرام و دموکراسی خواه و اجماع بین المللی سیاست های نرم وگام به گام اوباما گرفتار شده اید واین فشار نرم و تدریجی آرام آرام شما را خفه خواهد کرد.
چهارم : همراهان شما به شدت مرعوب شده اند و ترس مانع از تعقل شان شده و به جای تنش زدایی و ظرفیت سازی مدام فرار به جلو می کنند و این فرار حلقه محاصره شما و آنان را تنگ تر و کامل تر می کند. آنان نمی توانند مشاوران خوبی برای شما باشند و چنانچه در پاراگراف اول مطلبم نگاشتم شما برای خروج از این بحران بایسته است تا به برآیند فکری روشنفکران وسیاستمداران منتقد بسیار توجه کنید.
اینجانب نیز به عنوان اصلاح طلبی که خواستار نابودی شما و همفکران شما نیستم چند پیشنهاد ارائه می دهم:
1-فسادی گسترده در تمام قوای سیاسی ونظامی مشهود است که شما به عنوان رهبر وفرمانده کل قوا می توانید وباید به پاکسازی قوا از مفسدین بپردازید. این اقدام در صورت اجرای واقعی می تواند اولین بارقه امید را در دل مردم نا امید بکارد.
2- افراط گرایی به طور گسترده درقوای مجریه ، مقننه وقضائیه و نیروهای نظامی وانتظامی سایه افکنده شما باید ضمن خلع ید از نیروهای افراطی اعتدال را بر مدیریت کشور مستولی کنید.
3-برای خروج از بحران باید از میانجی هایی که هم در در داخل کشور وهم در عرصه بین المللی دارای مقبولیت ومشروعیت اند کمک بگیرید . در شرایط کنونی تنها اشخاصی که دارای این خصیصه اند: آقایان سید محمد خاتمی میر حسین موسوی وعلی اکبر هاشمی رفسنجانی می باشند آنان می توانند ناجی شما و نظام باشند.
4- با طرح آشتی ملی وعفو عمومی به حصر شخصیت ها ومراجع تقلید پایان ، زندانیان سیاسی را آزاد وفعالیت احزاب و مطبوعات را به معنای واقعی آزاد و از آسیب دیدگان دلجویی واز مردم طلب عفو کنید. در این راستا ضمن عزل دولت غیر قانونی محمود احمدی نژاد توسط قوه قضائیه و واگذاری کفالت ریاست جمهوری به یکی از منجیان ، دستور برگزاری انتخابات آزاد تحت نظارت سازمان های بین المللی نظیر سازمان کنفرانس اسلامی وجنبش عدم تعهد را صادر کنید.
5- با رویکرد به تعدیل سازمان نیروهای مسلح و الزام به استعفای تمام فرماندهان سپاه از پست های سیاسی، اقتصادی و امنیتی و..... دستور بازگشت آنان به پادگان ها را صادر واعتدالی در فرماندهان و ادغامی در ارتش وسپاه پدید آورید.
6- دیکتاتوری پدید آمده در کشور توسط شما و همراهان شما حاصل اختیارات بسیار گسترده ای است که قانون اساسی به شما داده است. ضمن آنکه خلاء های موجود در این قانون مانع از هر گونه نظارتی بر شما ودستگاه های تحت امرشما شده است. با دستور بازنگری در قانون اساسی با محوریت اعطای اختیارات خود به منتخبین ملت ، واگذاری سیاست به سیاستمداران ، اقتصاد به فن سالاران ... و اعطای استقلال و کرامت به سازمان روحانیتِ منزهِ از سیاست ، ساحت خویش را از آلودگی به بیماری روحی قدرت پاک نمایید و با الگو گیری ازسیاستمداران وقهرمانان ملی جهان معاصر نظیر: نلسون ماندلا ، مهاتیر محمد و واتسلاو هاول خود داوطلبانه قدرت را به ملت واگذار کنید.
7- ایران ملتی بزرگ و بخشایشگر دارد. به شما اطمینان می دهم رفتار شما در راستای منویات جنبش دموکراسی خواهی ، باتوجه به جایگاه منجیان در میان ملت و اقتدار نیروهای مسلح ضامن امنیت وحیات شما و بستگان شما خواهد بود.
وسلام بر آن کس که راه هدایت پیمود
فرمانده یکی از گردان های لشکر 27 محمد رسول ا.. در دوران جنگ

منبع سایت  انقلاب اسلامی



 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

درباره من

در دموکراسی، پیش فرضهایی مانند لزوم، احزاب سیاسی ،انتخابات و سازه هایی،که بدلیل قدرت زا بودن به زورمحوران امکان میدهد تا مصالح ملت و کشور خود را فدای منافع خود بنمایند با اهداف دموکراسی در تضاد هستند. توضیح این تابوها و راه برون رفت از بن بستهای موجود در دستور کار این وبلاگ است